( درس دوم :  

 آهوبه  آبگیر آب رفت و از آن نوشيد.
سپس اندکي زير درخت ايستاد.
در اين وقت:
نگاه کرد به آبگير .... اين چيز عجيبي است.
(آهو پيش خود سؤالاتي را مرور کرد)
او کيست؟ (مذکر)
او کيست؟ (مؤنث)
آيا او کلاغ است ؟
آيا او کبوتر است ؟
براي چه در آب افتاده ؟
نه ... نه ... در آب چيزي نيست ... !
بعد از (چند دقيقه) مدتي ....
صدايي شنيد.....
کمک ... ! کمک .... !
پس به برکه نزديک شد ....
عجيب است ... اي کلاغ !
چه رخ داده است ؟!
آه ... کمک ... کمک
پس کلاغ از آبگير به کمک آهو خارج شد.
زماني که کلاغ خارج شد، از آهو تشکر کرد.


سپس رفت.
در روزي از روزها
صياد به جنگل آمد.
پس نگاهش به آهو افتاد.
به به ، به به ... اين غذاي لذيذي است.
پس تصميم گرفت آن را آشکار کند.
کلاغ دانست...
پس سنگي از گل را حمل کرد....
و سنگ را بر روي سرش پرتاب کرد.
پس صياد فرياد زد و آهو فرار کرد....!

  قانون

۱. اگر به فعل ماضي (که داراي ۳ حرف مي باشد) «ت» را اضافه کنيد آن فعل را مي توان براي مؤنث ها به کار برد، «تْ» علامت مؤنث است.
مانند : آمَنَتْ طائفَةُ .... و کَفَرَتْ طائفَةُ .
۲.ضمير : کلمه اي است که به جاي «اسم» قرار مي گيرد.
ضمير :
الف) مفرد
ب) مثني
ج) جمع
هو : ضمير «هو» براي مفرد مذکر به کار مي رود و به جاي اسم مفرد مذکر غايب قرار مي گيرد. و به معني «او» مي باشد.
هي: ضمير «هي» براي مفرد مؤنث به کار مي رود و به جاي اسم مفرد مؤنث غايب قرار مي گيرد و به معني «او» مي باشد.
مانند : هوَ مؤمَنُ (درباره انسان نيکوکار)
هي حيّةُ (درباره عصاي حضرت موسي عليه السلام)