ترجمه درس چهارم آتش

مادر از خانه خارج شد.
و از سلمان و سميه خواست که درسهايشان را بخوانند.
سلمان درسش را که پيرامون سوختن الکل و نمک بود خواند.
پس تصميم گرفت درس را به کمک سميه آزمايش کند.
سلمان (الک و گيره را مي آورد).
سميه ( نمک و پنبه و کبريت را مي آورد).
آزمايش
الکل (سلمان پنبه را با گيره گرفته و بر روي آن الکل مي ريزد)
نمک ( سميه نيز بر روي آن نمک مي ريزد)
کبريت ( سپس آن را با کبريت آتش مي زنند)
آتش ( سلمان و سميه غافلگير شده و خانه آتش گرفته است)
هنگامي که مادر بازگشت، خيلي ناراحت شد...
و بعد از چند ساعت
پدر نيز رسيد و به خانه سوخته نگاه کرد...
پس بسيار ناراحت شد ....
سپس به سلمان و سميه نگاه کرد ... فقط به آن دو نگاه کرد !!
در نصفه هاي شب، ....
سلمان خوابيده ( در خواب با خود اين حرفها را مي زند)
تو ناداني !
چرا با کبريت بازي کردي ؟
تو بي خبري (غافلي) !
آيا پشيماني؟
براي چه غفلت کردي ؟
آيا تو پشيماني ؟
و سميه خوابيده (در خواب با خود اين حرفها را مي زد.)
تو بي خبري (غافلي) !
تو ناداني ؟
براي چه با کبريت بازي کردي ؟
آيا تو پشيماني ؟
چرا تو پريشاني ؟! (سلمان)
آيا تو ... ؟!!
چرا تو پريشاني ؟ ! (سميه)
آيا تو .... ؟!
پدر چشمش را باز کرد و با اندوه به آن دو نگاه کرد ...
مادر چشمش را باز کرد و با اندوه به آن دو نگاه کرد...

سلمان پشيمان بود ... سميه پشيمان بود ....
اما
آيا در پشيماني سودي هست؟ !  

 قانون

– فعلهايي که به «تَ» ختم مي شوند، فعل ماضي مفرد مذکر مخاطب هستند و «أنْتَ» ضمير آن است.
مانند : أنتَ امَرْتَ بالْمعروف و نَهَيْتَ عن الْمنَکَر.
۲– فعلهايي که به «تِ» ختم مي شوند، فعل ماضي مفرد مؤنث مخاطب هستند و «أنتِ» (تو) ضمير آن است.
مانند: أنتِ أمَرْتِ بالْمعروف و نَهَيْتِ عن الْمنْکَرِ.