درس نهم

اي زکريا! تو مسؤول تربيت مريم هستي ...
او تنها است ... گرسنه است.
براي چه نمي روي پيش او ... ؟
تو ...
ناگهان
زکريا برخاست
و از همسرش پرسيد:
آيا چيزي از غذاها و ميوه ها براي ما (مانده است)؟
براي چه کسي ؟
براي «مريم» !
آه ... بله ... چه وقت مي روي ؟
حالا !
مريم دختري عابد، پاکدامن و صالح است.
او در صومعه اي در بيت المقدس ... مشغول به عبادت است.

و در راه
اي مريم ! تو تنهايي ...
چه کاري انجام مي دهي؟
آيا مي تواني (قادري) بر اصلاح جامعه؟
جامعه فاسد ...
ذکريا به عبادتگاه رسيد...
مريم مشغول به عبادت بود ...
خوشا به حالت اي مريم! ...
ناگهان
چشمش به سيني پر از ميوه و غذا افتاد ...
پس با تعجب سؤوال کرد:
دخترم ! آيا معمولاً از عبادتگاه خارج مي شوي؟!
نه ...
پس اين ميوه ها و غذاها از کجا آمده است ؟
به درستي که خداي من مهربان است...
آيا نمي داني که خدا پروردگار جهانيان است ؟!
و بندگانش را روزي مي دهد همانطور که بخواهد ...
پس اين از جانب خداي من است.
مريم بزرگ شد و عيسي زاده شد ... پس شد آنچه شد ( پس اتفاق افتاد آنچه که اتفاق افتاد) ... !  

 قانون

۱ – براي ساختن فعل مضارع (مفرد مذکر مخاطب) تَ + ريشه فعل و ضمير آن «أَنْتَ» مي باشد.
۲ – براي ساختن فعل مضارع (مفرد مؤنث مخاطب) تَ + فعل ماضي + ينَ و ضمير آن «أنْتِ» مي باشد.