راستی وتعریف آن
مقاله برگزیده مقطع راهنمایى:راست گویى و دروغ گویى
|
تعریف راست گویى راست گویى یعنى واقعیت را همان طور که هست جلوه دادن و ظاهر و باطن را یکى کردن; به عبارت دیگر راست گویى یعنى بیان حقایق و مسائل بدون کم و کاست و این یکى از اصول ارزشى است که هر دین و آیین الهى بر آن تأکید مى ورزد و عقل و خرد بشر نیز آن را مورد توجه قرار مى دهد، چرا که سلامت و تعادل دل و زبان، یک سویى و هماهنگى ظاهر و باطن در رفتار، گفتار و فکر و اندیشه را ایجاب مى کند. راستى از دیدگاه قرآن و روایات اسلام دینى است که براساس سرشت انسان ها طراحى و برنامه ریزى شده است. راستى و صداقت نیز خواست فطرت انسان است و این دو با یکدیگر پیوندى عمیق و ناگسستنى دارند. از این رو در قرآن و سخنان پیشوایان دین، بر صداقت و راستى حتى در سخت ترین شرایط تأکید شده است. در نگاه قرآن کریم راست گویان، دوستان خد، و دروغ گویان، دشمنان خدا شناخته مى شوند. رسول گرامى اسلام(ص) مى فرماید: (راستى، مبارک، و دروغ، نامیمون است.)1 امیر مؤمنان على(علیه السلام) مى فرماید: ـ (راستى، قوى ترین رکن ایمان است.)2 ـ (دو چیز ملاک دین است، راستى و یقین.)3 ـ (وقتى خداوند بنده خود را دوست بدارد به او راستى الهام مى کند.)4 امام صادق(علیه السلام) نیز یکى از علل برانگیخته شدن پیامبران را توجه به راستى و دورى از دروغ مى داند. آن حضرت مى فرماید: (خداوند هیچ پیامبرى را برنینگیخت جز با راستى و امانت دارى نسبت به نیکوکار و بدکار.)5 اگر بگوییم راستى و درستى، شالوده دین و ایمان را تشکیل مى دهد و آن کس که از این خصلت زیبا به دور باشد دینى بى ریشه دارد، سخنى به گزاف نگفته ایم. آثار راست گویى آثار ارزنده هر چیزى بستگى به ارزش و اهمیت آن دارد و چون راستى اهمیت بالایى دارد، پیامدهاى ارزش مند و نیکویى را نیز دربر دارد که چند مورد از آنها را مرور مى کنیم: 1. همراهى خدا: فردى که راستى را بر دروغ ترجیح مى دهد و فرمان الهى را اجرا مى کند، خداوند متعال از او راضى مى شود و در همه امور پشتیبانى وى را با خود به همراه دارد، زیرا خدا در قرآن تأکید کرده است: دوستدار راست گویان است. حضرت امام محمدباقر(علیه السلام) مى فرماید: (الا فاصدقوا فان الله مع الصدق…6 هان! راست بگویید که خدا با راستى است.) 2. پاکى کردار: وقتى زبان کسى راست گو شد، تمامى اعمالش به پیروى از آن از انحراف و اشتباه مصون مى ماند و نمى تواند در زندگى غل و ریا را جایگزین صداقت کند. امام موسى کاظم(علیه السلام) مى فرماید: (من صدق لسانه زکى عمله;7 کسى که زبانش راست بگوید، کردارش پاک مى شود.) 3. نجات و سلامتى: بدون شک یکى از رهاوردهاى مهم صداقت، نجات و سلامتى است. اگر انسان راست گو باشد و به این وصف شناخته شود، مورد اعتماد مردم قرار مى گیرد و سخن او را درست مى شمرند و مى پذیرند. در این صورت اگر براى شخص صادق گرفتارى و مشکلى پیش آید، امتیاز راست گویى سبب نجات او مى شود و از گرفتارى و خطر به سلامت مى گذرد. امام على(علیه السلام) مى فرماید: (عاقبة الصدق نجاة وسلامة;8 فرجام راست گویى، نجات و سلامتى است.) 4. بزرگى مقام: فرد راست گو همیشه مورد احترام و تکریم دیگران است. یکى از دلایل اصلى احترام اعراب به پیامبر(ص)، راست گویى و صداقت او بود، زیرا هرگز از او دروغ نشنیده بودند. حضرت على(علیه السلام) مى فرماید: (بر تو باد به راست گویى، زیرا کسى که در گفتارش صادق باشد، مقام و منزلتش بزرگ مى شود.)9 5. پاداش هاى اخروى: راست گویان به دلیل پیروى از فرمان الهى، از پاداش هاى اخروى که خدا وعده داده است بهره مند مى شوند. خداوند در قرآن مى فرماید: (امروز روزى است که راستیِ راست گویان به آنها سود بخشید. براى آنهاست باغ هایى که آب زیر درختان آن جریان دارد. همواره در آن جاویدان خواهند بود. خداوند از آنها خشنود و آنها از خداوند خشنود خواهند بود و این رستگارى بزرگ است.)10 راستى کن که راستان رستند در جهان راستان قوى دستند راست گویى فتنه انگیز با وجود فضیلت و ارزشى که راست گویى دارد اما گاهى مایه دردسر، ضرر و فساد است و از این جهت ممنوع است. بنابراین آشنایى با موقعیت ها و سنجیدن سود و زیان سخن و گزینش طرف مهم تر، یکى از وظایف مسلمان، به شمار مى رود. مواقعى که گفتن حرف راست، منشأ بروز فتنه و درگیرى و حتى قتل و خون ریزى مى شود، راست گفتن واجب نیست. پیامبر گرامى اسلام(ص) مى فرماید: (راست گویى در سه چیز ناپسند است: سخن چینى، سخن گفتن با مرد درباره همسر او به چیزى که آن را زشت و ناپسند داند و تکذیب خبرى که شخص مى دهد.)11 آثار ناپسند دروغ دروغ با کرامت و بزرگ منشى انسان سازگار نیست و موجبات پستى او را فراهم مى آورد. افراد با کرامت و بزرگوار هرگز با دروغ میانه اى ندارند. در این جا برخى از پیامدهاى دروغ را یادآور مى شویم: 1. دروغ، سرچشمه نفاق: از آن جا که راستى، حرکت براساس فطرت، و دروغ، حرکت برخلاف آن است، همیشه بین دل و زبان دروغ گو تضاد وجود دارد و همین نکته او را به سوى نفاق مى کشاند. وجدان دروغ گو همواره در رنج و عذاب و وجودش پر از تشویش و نگرانى است و شخصیت او به علت کثرت دروغ، متزلزل مى باشد. 2. تزلزل ایمان: دروغ، اساس ایمان را برهم مى ریزد و زمینه دور شدن لحظه به لحظه انسان را از فطرت الهى فراهم ساخته و او را به سوى انحراف و پستى مى کشاند. امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: (دروغ گویى، ویران کننده ایمان است.)12 3. زمینه سازى براى گناهان: چه بسا انسان دروغ گو براى پوشاندن دروغش مجبور شود گناهانى دیگر انجام دهد; مثلاً به کسى تهمت بزند و کارى را که خود کرده است به دیگرى نسبت دهد. در بدى دروغ همین بس که امام صادق(علیه السلام) آن را بدتر از شراب دانسته است.13 4. کفر ورزیدن: گاهى دروغ انسان را به کفر مى کشاند، زیرا وقتى انسان به فسق و فجور و نقض قوانین و نفاق رو مى آورد، زمینه کفر ورزیدن به خدا و تخطى از فرمان در او فراهم مى شود. شخصى به محضر پیامبر(ص) رسید و پرسید: کار دوزخیان چیست؟ فرمود:( دروغ گویى; دروغ، انسان را به فاجرى و پرده درى مى کشاند و چون فاجر شد، کافر مى گردد و جاى انسان کافر در آتش است.)13 5. بى اعتبار شدن: دروغ، انسان را پیش دیگران بى اعتبار مى کند و حتى اعتبارش را نیز نزد خود از دست مى دهد. چنین شخصى همواره در اضطراب و تشویش به سر مى برد تا مبادا دروغش برملا شود و رسواى خاص و عام گردد. حضرت على(علیه السلام) مى فرماید: (کسى که به دروغ گویى معروف شد، اعتماد مردم به او کم مى شود.)14 داستان چوپان دروغ گو، نمونه بارزى از سلب اعتماد مردم نسبت به افراد دروغ گو است. 6. کم شدن حافظه: از آن جا که دروغ گو مرتباً برخلاف واقعیت و حقیقت سخن مى گوید، ممکن است در مجالس مختلف حرف هاى ضد و نقیضى بزند و نفهمد که این حرف را قبلاً طورى دیگر بیان کرده و در نتیجه همه متوجه دروغ او مى شوند.امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: (از مواردى که خداوند به زیان دروغ گو کمک مى نماید، فراموشى است.)15 فراموش کارى از جمله چیزهایى است که به زیان و بى آبرو شدن دروغ گو مى انجامد و او را نزد اطرافیان رسوا مى کند. ریشه هاى دروغ گویى براى معالجه دروغ باید به دنبال ریشه هاى آن بود، چرا که اولین گامِ درمان، شناخت علت هاست. در یک دسته بندى کلى مى توان ریشه هاى دروغ گویى را این گونه بیان کرد: 1. پستى نفس: بعضى از مردم به دلیل این که در خود هنرى نمى بینند و احساس مى کنند در میان جامعه شخصیتى ندارند، مى کوشند تا در پناه دروغ گویى، کمبودهاى خود را جبران کرده و توجه دیگران را به خود جلب کنند. رسول خدا(ص) فرمود: (دروغ گو دروغ نمى گوید مگر به سبب پستى نفس خویش.)16 2. ترس از جریمه و مجازات: برخى از مردم به دلیل ترس از مجازاتِ خلاف کارى هاى خود به دروغ متوسل مى شوند و مى کوشند بدین وسیله تخلف خود را قانونى و منطقى نشان دهند. 3. دورویى: دو رویى موجب دروغ گویى مى شود، زیرا فرد دو رو باید چیزى را که با قلب نپذیرفته در زبان و رفتار با آن موافقت کند که این همان دروغ است. در واقع منافق خود را موافق جلوه مى دهد، در حالى که چنین نیست. 4. سخت گیرى بى مورد: بعضى از پدران و مادران ناآگاه یا فرماندهان و سرپرستان نادان به فرزندان و زیردستان خود بیش از حد فشار مى آورند و از آنان بیش از توانایى شان تکلیف مى خواهند. این گونه رفتار کردن موجب مى شود تا آنان براى قانع کردن طرف مقابل به دروغ متوسل شوند. درمان دروغ گویى پس از شناخت عوامل دروغ گویى، باید به درمان آن پرداخت. در این جا چند راه کار براى درمان دروغ گویى ارائه مى شود: 1. برطرف کردن احساس حقارت در شخص; 2. تقویت صفت شجاعت در افراد; 3. از بین بردن صفت زشت دورویى; 4. سخت گیرى نکردن به زیردستان و فرزندان; 5. بالا بردن درجه ایمان افراد; 6. تأمل و تفکر در سرانجام دروغ گویى; 7. تفکر در پاداش راست گویان; 8. هم نشین نشدن با دروغ گویان; 9. دعا و راز و نیاز با خداى بزرگ براى درمان دروغ گویى. پى نوشت ها: 1. بحارالانوار، ج7، ص67. 2. شرح غررالحکم و دررالکلم، ج2، ص6. 3. همان. 4. همان. 5. بحارالانوار، ج71، ص2. 6. همان، ج69، ص386. 7. همان. 8. غررالحکم و دررالکلم، ج4، ص363. 9. همان، ج2، ص296. 10. مائده(5) آیه 119. 11. بحارالانوار، ج71، ص9. 12. اصول کافى، ج2، ص339. 13. وسائل الشیعه، ج3، ص232. 14. مستدرک الوسائل، ج2، ص101. 15. شرح غررالحکم و دررالکلم، ج7، ص245.پدیدآورنده: حسین جعفرى16. اصول کافى، ج4، ص38. 17. مستدرک الوسائل، ج2، ص100. |
1