عربی کلاس سوم ( درس پنجم )

  درس پنجم

 

  فعل امر منفي و نهي

 

  ترجمه درس بوستان سوخته

اين بوستان بزرگ است.
درختان داراي ميوه هستند.
ميوه ها فراوانند.
سيب – انار – انگورها
صاحب بوستان شخص بخشنده اي است که فقيران را دوست دارد.
در بوستان
عزيزانم ميوه ها را جمع کنيد (جمع مذکر)
براي خانواده تان برداريد. (جمع مؤنث)
ميوه ها را جمع کنيد و برداريد. (جمع مؤنث)
روزي از روزها
صاحب بوستان بيمار شد.
پس فرزندانش را خواست و گفت:
اي فرزندانم ! به ناتوانان رحم کنيد ! براي خدا کار کنيد !
درب بوستان را براي بينوايان باز کنيد.
پس مسلماً ثروت نابود شدني است.
بعد از مرگ پدر
پسر اول: اين بوستان مال ماست.
پسر دوم: بله ... اين حق ماست.
و ديگران در آن هيچ حقي ندارند.
عمل به وصيت پدر واجب است.
به وصيت عمل کنيد. (مثني مذکر)
خداوند را به خاطر اين نعمت شکر کنيد. (مثني مذکر)
حقي براي درخواست کننده (فقير) و محروم قرار دهيد.
ولي نپذيرفتند.
و در خانه هاي بينوايان:
ما مدتي است چيزي نخورديم اي مادر !
عزيزانم صبر کنيد ... صبر کنيد.
فردا به بوستان مي رويم.
دو فرزند: خارج شويد ... زمين ما را ترک کنيد ... اين بوستان مال ماست.
خارج شويد ... برويد ... ترک کنيد.
پس خداوند نيت بد دو فرزند را دانست.
صبح روز بعد
فرزاندان به سوي بوستان رفتند.
حيرت آنها را فرا گرفت.
چگونه ممکن است ؟ نه ... نه  

قانون 1– فعل نهي نيز مانند فعل امر از شش صيغه مضارع مخاطب ساخته مي شود. 2 – فعل نهي با حرف «لا» ساخته مي شود که به آن «لا»ي نهي مي گويند. تکتُمُ = لا تکتُمْ ۳– پس از قرار دادن «لا»ي نهي فعل مضارع را مجزوم مي کنيم. - مجزوم کردن يعني: تبديل (ضمه) به (سکون)ْ يا حذف نون عوض رفع. · تنها صيغه جمع مؤنث مجروم نمي شود زيرا نه (ضمه) دارد نه نون عوض رفع. - در لاي نفي فعل مضارع مجزوم نمي شود. · به جدول زير توجه کنيد.

مضارع

نفي

نهي

تکتُمُ

لا تکْتُمُ

لا تکتُمْ

تکتمانِ

لا تکتُمانِ

لا تکتُما

تکتمونَ

لا تکتمونَ

لا تکتموا

تکتمينَ

لا تکتمينَ

لا تکتمي

تکتمانِ

لا تکتمانِ

لا تکتما

تکتُمْنَ

لا تکتُمْنِ

لا تکْتَمنَ

 

 

عربی کلاس سوم ( درس چهارم )

 

درس چهارم

  ترجمه درس اصحاب کهف

در زمان قديم مردم در وفور نعمت و آسايش بودند.
روزي از روزها
مردم شنيدند: اي مردم، اي مردم؛
اين فرماني است از پادشاه قدرتمند، سلطان توانا «دقيانوس» بزرگ
کسي که پرستش بت ها را رها کند کيفرش کشته شدن است.
و از بعد آن روز
ترس و وحشت قلبهاي مردم را پر کرد.
پادشاه ستمگر شروع کرد به، به دار آويختن مردان و زنان مؤمن.
و در قصر پادشاه فرماندهي بود.
او مؤمن است، جز خدا را نمي پرستد.
خدايا من بنده ناتوان تو هستم.
به اين مردان و زنان مؤمن رحم کن و ياريشان فرما.
عاقبت کار ما را به خير و خوبي قرار بده.
و بعد از مدتي در قصر پادشاه
يکي از سخن چينان آمد و به پادشاه گفت :
اي پادشاه بزرگ !
فرمانده و دوستانش اکنون خارج از شهر هستند.
آنها مشغول پرستش خداوند هستند و براي او سجده مي کنند.
پادشاه به شدت خشمگين شد و به وزيرش فرمان داد:
اي وزير به دنبال فرمانده بگرد؛
اين سرکشان را زنداني کنغ
خوردني و نوشيدني را از آنها منع کن؛
آنها را فردا در درخت نخل به دار بياويز؛
قلب دختر پادشاه با اين مؤمنان است.
شبي آمد و در دستش کليدهاي زندان بود.
اي شاهزاده ! چگونه به اينجا وارد شدي ؟!
به سادگي خدا با ماست.
ولي با شتاب برگرد و از اين جا برو ... تو در خطر هستي.
نه ... نه .. همراه دوستانت خارج شو.
خارج شو ... زندان را ترک کن.
ولي ... خطر نزديک است ... شما در شرف اعدام هستيد.
پس همگي از زندان فرار کردند و به غار رفتند.
پس شد آنچه شد.  

 

  قانون

- وقتي مي خواهيد از کسي خواهش يا درخواستي داشته باشيد يا به کسي دستور دهيد از فعل امر استفاده مي کنيد و معمولاً فعل امر داراي ۶ صيغه مخاطب است.
- فعل امر که داراي ۶ صيغه مخاطب است از ۶ صيغه مخاطب فعل مضارع ساخته مي شود.
- در ساختن فعل امر با حروف مضارعه را از اول فعل مضارع برداريم و آخر فعل را نيز ساکن کنيم.
- وقتي حرف مضارعه را حذف کرديم، اگر حرف بعدي صدا دار نبود، بايد يک همزه بر سر فعل بياوريم و اعراب همزه را از عين الفعل فعل برداريم به صورت زير :

- عين الفعل (فتحه و كسره ) حرکت همزه مي شود (كسره)
عين الفعل (ضمه) حرکت همزه مي شود(ضمه)

اگر در آخر فعل مضارع نون عوض رفع آمده باشد آن را حذف مي کنيم مانند:
تجعلان ِ -> جعلان -> إجعلا ن -> إجعلا  

 

  · خلاصه بيان

۱ – فعل امر را از ۶ صيغه مخاطب مضارع مي سازيم.
۲ – حرف مضارعه را حذف مي کنيم.
۳ – اضافه کردن همزه .( كسره يا ضمه)
۴ – فعل را مجزوم مي کنيم (يعني ساکن کردن حرف آخر و يا حذف نون عوض رفع)  

 

عربی کلاس سوم ( درس سوم )

درس سوم

کودک تنها است.
او در کلبه است.
چه کنم ؟ من گرسنه هستم.
خانواده ام فقير هستند.
در اين لحظه صدايي شنيد.
پس از کلبه خارج شد.
اي کودک آيا مي تواني کاري انجام بدهي؟
من ... من ... بله بله ... حتماً ... من نيرومند هستم ...
چراندن گوسفندان دشوار است! تو کودک هستي ...!
نه ... نه ... آقا من مي توانم.
در صحرا ناگهان، گوسفندي گم شد.
کجا رفتي ؟
آيا گرگ او را خورد ؟
آه ... چه کنم؟!
به سرعت رفت پس او را بين علفها پيدا کرد.
و اما در غيبت او گرگي آمد و گوسفندي را دزديد.
گريان به روستا بازگشت و گفت:
غفلت نکردم! تنبلي نکردم! گوسفندان را رها نکردم!
در خانه
آقا ... آقا گرگ ... گرگ
چه ؟ !
گرگ ... ببخشيد ... آقا
تو با دقت کار نمي کني.
و در زمان معين بر نمي گردي...
و کودک را به سختي زد.
خبر به پيامبر (ص) رسيد.
پس بسيار اندوهگين شد.
اي مرد! آيا کودک مي تواند با يک حيوان وحشي رو در رو شود؟!
آيا چيز غير ممکن را مي خواهي؟
کودک آمد در حالي که آثار اشک بر چشمش بود.
پس پيامبر به مرد نگاه کرد.
سپس گفت: به درستي که خدمتگزاران شما برادرانتان هستند.
پس مرد بسيار شرمنده شد.
و به خاطر عملش پشيمان شد.  

 

  قانون
بخش اول : منفي کردن

به مثالهاي زير توجه کنيد:
۱ – ذهبوا (رفتند) = ما ذهبوا (نرفتند)
۲ – تذهبون (مي رويد) = لا تذهبون (نمي رويد)

· فعل اول ماضي است و همانطور که مشاهده مي کنيد براي منفي کردن فعل ماضي، کافيست که به اول آن (ما) اضافه کنيم و براي منفي کردن فعل دوم که مضارع است حرف (لا) را در اول آن بياوريم.
نتيجه:
- حرف (ما) را که فعل ماضي را منفي مي کند (ما) ي نافيه (منفي کننده) مي نامند.
- حرف (لا) که فعل مضارع را منفي مي کند (لا) ي نفي و فعل مضارع منفي، فعل نفي ناميده مي شود.  

 

  چگونه فعل آينده مي سازيم؟

· ما دو نوع فعل آينده داريم: يکي فعل آينده نزديک است و دومي فعل آينده دور:
تسعلمون – سوف تعلمون
- با آوردن حرف (سَ) بر سر فعل مضارع، فعل آينده نزديک ساخته مي شود.
مانند : سَتعلمونَ (بزودي خواهيد دانست)
- با آوردن (سوفَ) بر سر فعل مضارع ،فعل آينده دور ساخته مي شود.
مانند : سَوفَ تعلمونَ (در آينده خواهيد داشت)  

 

  بخش دوم: استفهام

 

کلمه پرسشي

معني

از چه مي پرسد؟

پاسخ مناسب چيست

1

هَلْ (أ)

آيا

منفي يا مثبت بودن جمله يا خبر

نعم : آري  لا : خير

2

مَنْ

چه کسي؟ چه کسي را

شخص انسان

نام يا صفت يا شغل شخص

3

ما -  ماذا

چه چيزي – چه چيزي را

حيوان يا اشياء يا انجام دادن کاري

نام يا صفت چيزي يا بيان يک فعل

4

کيف

چگونه- چطور

حالت شخص حيوان يا اشياء نحوه و چگونگي انجام يک فعل

بيان حالت (قيد حالت) کيفيت انجام يک فعل

5

اَينَ

کجا

مکان کسي يا چيزي

مکان انجام فعلي

محل قرار گرفتن کسي يا چيزي

قيد مکان

 6

متي

چه وقت

زمان انجام فعلي

قيد زمان

 

 

 

عربی کلاس سوم ( درس دوم )

 

درس دوم

  اوزان و حروف زائد وزنهاي (فاعل – مفعول – فعيل )

  قانون

در هر کلمه سه حرفي: حرف اول «فاء الفعل» - حرف دوم «عين الفعل» - حرف سوم «لام الفعل» نام دارد.
حروف اصلي فعل را اين حروف تشکيل مي دهند:
ف – ع – ل مانند : ذهب – نصر – کشف – نظر و ...
ريشه فعل از فعل گرفته مي شود -> ن – ص – ر  

  الف – (فاعل)

-براي ساختن «فاعل» بايد حرف الف را ميان ف و ع آورد تا فاعل ساخته شود:ف– ا– ع– ل
- در وزن فاعل جاي حروف ف – ع – ل ثابت است ولي هر حرف ديگري مي تواند به جاي آنها بيايد، ولي «ا» هم مکانش ثابت است و هم خودش مانند: فاعل – ناصر
- وزن فاعل ريشه هاي سه حرفي را به مفهوم «صفت فاعلي» تبديل مي کند، مانند:
عالم – قادر – عابد – راحم -> ريشه: علم – قدر – عبد – رحم  

  ب – ( فعيل )

- براي ساختن «فعيل» نيز بايد به فعل، بين دو حرف ع و ل حرف «ي» اضافه کرد: ف – ع – ل
-وزن «فعيل» کلمات سه حرفي را به مفهوم«صفت مطلق»تبديل مي کند: ف– ع– ي– ل
مانند : عليم – قدير – عبيد – رحيم -> ريشه: علم – قدر – عبد – رحم  

  ج – (مفعول)

 

- براي ساختن مفعول بايد حرف «م» را اول فعل و قبل از «ف» بياوريم و حرف «و» را بين ع و لام بياوريم.
حروف ثابت: م – و حروف اصلي: ن – ص – ر
مفعول م – ف – ع – و – ل -> منصور م – ن – ص – و – ر
وقتي ريشه سه حرفي بر وزن مفعول در مي آيد مفهوم (صفت مفعولي) پيدا مي کند.
مانند : منصور – معبود – معلوم – مقدور -> ريشه : نصر – عبد – علم – قدر  

  نکته

· در اغلب کلمات عربي معمولاً سه حرف اصلي وجود دارد.
· با افزودن حروف زائد، وزن جديد ساخته مي شود.
· هر يک از کلمات عربي داراي آهنگ يا وزن خاصي هستند.

ف    ع      ل

ف    ا     ع    ل

م   ف  ع   و   ل

  فعيل – نصير

فاعل  – ناصر

مفعول  – منصور

ن ص ي ر

ن    ا   ص   ر

م  ن  ص   و   ر

  ترجمه درس مخفيانه گوش کردن

در خيمه فرماندهي دشمن
- اي فرماندهان! اي آقايان! روحيات سربازان ضعيف است.
- ما نيازمند يک حمله سريع به نيروهاي دشمن هستيم.
- يکي از فرماندهان: بله، بله ... خوب است.
- آفرين بر تو ... اين يک فکر خوب است ... !
- اما آقاي من ...
- ما به اطلاعاتي از مکانهاي دشمن نيازمنديم.
- سخنت درست است.
- پس سرباز دشمن شب هنگام براي به دست آوردن اطلاعات رفت.
- و بعد از يک ساعت به مکان نيروهايمان رسيد.
- در خيمه فرماندهي نيروهاي ما
- اي برادران
- ما زمان زيادي است که در اين منطقه هستيم.
- و اکنون تعداد رزمندگان کم است.
- بيشترشان در سنگرها به سختي زخمي هستند.
- من مسؤول هستم.
- پس بر ما واجب است که امشب برگرديم.
- و ما از راه دريا برمي گرديم اگر خدا بخواهد.
- سرباز دشمن به خاطر اين اطلاعات سّري شاد شد.
- از گرگ صحرا به عقاب صحرا
- بله ... بله ... مي شنوم.
- آقاي من ... آقاي من ... خبرهاي مهم ... خبرهاي خيلي مهم است.
- چند لحظه قبل اين سخنان را شنيدم.
- تعداد رزمندگان زياد است.
- و آنها بسيار شاد هستند.
- اسم فرمانده عمليات مسعود است و آنها امشب حمله مي کنند.
- آنها از راه دريا پيشروي مي کنند.
- شنيدي آقاي من ... شنيدي ؟!
- بله ... بله ..
- تمام
- از عقاب صحرا به مقر فرمانده
- حمله نزديک است.
- عقب نشيني ... عقب نشيني ... بسرعت ... بسرعت !  

 


عربی کلاس سوم  ( درس اول )

 درس اول              کلمات عربي سه قسم هستند:      

۱ – اسم    2– فعل   3  – حرف  

  الف ) تقسيمات اسم:

۱ – مذکر حقيقي ( رَجُل )، مذکر مجازي ( کتاب )، مؤنث حقيقي (اِمرأة)
۲ – علامت هاي مؤنث
ة = فاطمة – حديقة   ،  ي = کبري – دنيا   ، اء = زهراء – صحراء
۳ – مفرد = صادق – صديق – صادقه – صديقه
۴ – مثني = (انِ – يْنِ) -> صادقانِ – صادقتانِ – صادقَينِ – صادقَتينِ
۵ – جمع = سالم – مکسر

الف – جمع سالم :
مذکر (ونَ – ينَ) = صادقونَ – صادقينَ  ،  مؤنث (ات) = صادقات

ب – جمع مکسر :     صديق = أصدقاء    ، مَدْرسَه = مدارس  

 

  ب ) تقسيمات فعل:

 1-ماضي ۲ – مضارع

 – ماضي:
- بيشتر صيغه هاي فعل ماضي از يک ريشه سه حرفي ساخته مي شوند.
- با اضافه کردن علامتهاي گوناگون (ضماير) به آخر اين ريشه، صيغه هاي مختلف ساخته مي شود.
براي بيشتر اين صيغه ها، علامت ها و يا ضميرهاي متصل وجود دارد.  

  علامتهاي فعل ماضي

۱ - مفرد

مذکر غائب

مؤنث غائب

مذکر مخاطب

مؤنث مخاطب

متکلم

_____

تْ

تَ

تِ

تُ

۲ – مثني

مذکر غائب

مؤنث غائب

مذکر مخاطب

مؤنث مخاطب

متکلم

ا

تا

تُما

تُما

نا

۳ – جمع

مذکر غائب

مؤنث غائب

مذکر مخاطب

مؤنث مخاطب

متکلم

وا

نَ

تُم

تُنَّ

نا

 

  ۲ – مضارع

 – تعدادي از فعلهاي مضارع با «ي» شروع مي شوند.
۲ – همه صيغه هاي مخاطب با حرف «ت» شروع مي شوند.
۳ – دو صيغه از صيغه هاي فعل مضارع با «أ» و «ن» شروع مي شوند و در آخر آنها نيازي به ضمير نيست.
علامت مضارع ي،ت،أ،ن + ريشه ي فعل + علامت صيغه ها ان، ون،ين، ن -> فعل مضارع.  

  ترجمه درس اول قصر شيشه اي

- براي سليمان (ع) لشگر نيرومندي از انسان و پرنده و حيوان بود.
- روزي از روزها
- سليمان براي پرس و جو کردن لشگرش خارج شد ... پس با دقت نگاه کرد و پرسيد:
- هد هد کجاست ؟
- پرندگان: سروَر ما ! ... اکنون براي کاري رفت.
- سليمان (ع) از غيبت هد هد خشمگين شد.
- پس از ساعتها هد هد بازگشت.
- سليمان: اي هدهد کجا رفتي؟
- هدهد: اي سرور من! چيز عجيبي کشف کردم!
- چه کشف کردي؟
- زني را يافتم که در مملکت سبا فرمانروايي مي کند و لشگر نيرومند و بزرگي دارد و مردم در آن، خورشيد را مي پرستند و براي غير خدا سجده مي کنند.
- عجيب است ... آيا راست مي گويي؟
- بله ... بله ... سرور من.
- پس سليمان (ع) نامه اي براي ملکه «سبا » نوشت:
- ملکه: اين نامه ايست که مي خواهد دينمان را ترک کنيم.
- وزيران، ما نيرومند هستيم و ترسي بر ما نيست.
- ملکه: نه ... نه ... من به سوي او مي روم.
- همانا پادشاهان چون به شهري در آيند در آنجا فساد ايجاد مي کنند.
- سليمان: اي جماعت! من از شما تخت ملکه سبا را قبل از رسيدنش مي خواهم! سپس سليمان (ع) دستور ساختن قصري شيشه اي را بر روي آبهاي دريا دارد.
- ملکه در قصر شيشه اي:
- عجيب است ... اين تخت من است ... !
- اين آب است ... اين درياست ...!
- من اکنون غرق مي شوم ...!
- سليمان: نه ... نه ... اين شيشه است. آب نيست ... !!
- ملکه: اين معجزه است.
- پس به آسمان نگاه کرد و گفت:
- پروردگارا ! به درستي که من به خودم ظلم کردم. همراه سليمان به خداوند که پروردگار جهانيان است تسليم شدم.  

 

 

عربی کلاس اول ( درس سوم )

درس سوم

۱– هدف اين درس آشنا شدن دانش آموز با گفتگويي ساده در عربي به وسيله جمله هاي پرسشي و جمله هاي خبري است.


ترجمه درس مورچه در باغ


اين مورچه است. مورچه در باغ است. مورچه سؤال کرد:
اين چيست؟ اين عجيب است! اين حتماً ستون است!
زنبور گفت: نه، اين مرد است.
مورچه پرسيد: اين چيست؟ آيا اين مرواريد است؟
زنبور جواب داد: نه، اين انگور است.
م : اين سقف است؟ بله. اين سقف است!
ز : نه، نه ... اين برگ است.
م : اين چيست؟ آيا اين درخت است؟
ز : نه، اين گل است.
م : و اين چيست؟
ز : اين پروانه است؟
م : اين چيست؟ اين جداً وسيع است؟ آيا اين دريا است؟
ز : نه، نه ... اين آبگير کوچک است

قانون
1– در زبان عربي براي پرسشي کردن جمله از کلمات مخصوصي استفاده مي شود. مثلاً براي سؤال کردن درباره چيزهاي گوناگون از عبارت: ما هذا ؟ اين چيست ؟ استفاده مي کنيم.
هر گاه در آخر کلمه مورد سؤال " ة " باشد از ما هذه؟ استفاده مي کنيم در غير اينصورت ماهذا را به کار مي بريم.
ما هذه ؟ هذه شجرة
ما هذا ؟ هذا قلم

2– حروف زبان فارسي و عربي هميشه با کمک حرکت خوانده مي شوند و اين حرکات عبارتند از:

عربي

ضمه

فتحه

کسره

 

فارسي

ضمه يا پيش

فتحه يا زبر

کسره يا زير

 

شکل

__ُ__

__َ__

ِِِِِِ

 

مي توان روي حرفي که داراي حرکت نباشد علامت " ه" را قرار داد که نام آن سکون يا جزم است و گاهي حرکت هاي سه گانه فوق، همراه نون ساکن تلفظ مي شوند که در اين صورت نام آنها تنوين است: ًٍ ُ
در ضمن بايد دانست که تغيير يک حرکت معني کلمه را در زبان عربي دگرگون مي کند. مانند:
کَتَبتَ (نوشتي) کَتَبتُ (نوشتم)
إمام (پيشوا) أمام (جلو)
بَر (بيابان) بِر (نيکي) بُر (گندم)

 

عربی کلاس اوا ( درس اول )

 

                درس اول

با چند لغت ساده عربي است.



بَحْر -> دريا
مَلِک -> پادشاه
سَفينة -> کشتي
َکنْز-> گنج
جِدار -> ديوار
مَدِينة -> شهر
قَرٌية -> روستا
صَخٌرة -> قطعه سنگ بزرگ (صخره)

قانون

۱– آشنايي با حروف زبان عربي: همانطور که مي دانيد جملات از ترکيب کلمات ساخته مي شوند. همينطور کلمات از پيوند حروف درست مي شوند. هر زبان تعداد مشخصي حرف دارد، که بدان ها حروف الفبا مي گوييم. در عربي 29 حرف داريم:
أ (همزه) – ب- ت – ث – ج – ح – خ – د – ذ – ر – ز – س – ش – ص – ض – ط – ظ – ع – غ – ف – ق – ک – ل – م – ن – و – ه – ا (الف) – ي
با کمي دقت در مي يابيم اين حروف که آنها را حروف هجاء مي نمامند، عيناً مانند حروف زبان فارسي است با اين تفاوت که در زبان فارسي چهار حرف " پ – چ – ژ – گ " بر آنها افزوده شده است.

فعل های ماضی ومضارع

ادامه نوشته

عربی کلاس دوم ( درس یازدهم )

 

 

  ترجمه درس يازدهم چه کسي حضرت يوسف (عليه السلام) را حفظ مي کند؟

ترجمه درس يازدهم چه کسي حضرت يوسف (عليه السلام) را حفظ مي کند؟
حضرت يعقوب (عليه السلام) حضرت يوسف (عليه السلام) را (خيلي)زياد دوست مي دارد.
در حضرت يوسف (عليه السلام) صفات نيکويي يافت...
اما برادران حضرت يوسف (عليه السلام)...
پس حسد مي ورزيدند.... !
براي چه پدر ما يوسف را (خيلي) زياد دوست دارد!
نمي توانم ... اين امر مشکل را تحمل کنم!
من يوسف را مي کشم...
نه ... ما فرزندان پيامبريم ... نمي کشيم.
بلکه يوسف را در راه کاروانها رها مي کنيم...
گرگ کودک را مي خورد...
پس يوسف را در چاه قرار مي دهيم...
و مردم او را مي گيرند...
خوب است ... خوب است ... ما موافقيم.
در خانه حضرت يعقوب (عليه السلام) :
اي پدر ما ... يوسف کودکي است که بازي را دوست دارد..
ما هميشه به صحرا مي رويم و او در خانه تنهاست...
اي يوسف ! آيا بازي را با ما در صحرا دوست داري؟
بله ... بله ...
من پريشانم! در صحرا گرگها هستند ... من ...
اي پدر ما ... ما يوسف را حفظ مي کنيم.... ما نيرومنديم.
عيبي ندارد!
پس به سوي صحرا رفتند...
نزديک چاه
يوسف نيت برادرانش را فهميد پس شروع به گريه کرد.
براي چه (اين کار را انجام مي دهيد) اين چنين مي کنيد؟
چه کرده ام؟
اي برادرانم!
گناهم چيست ؟!
اي برادرم ... اي برادرم !
فايده اي نکرد شيطان در دلهاي برادران حضرت يوسف (عليه السلام) داخل شده است.
پس حضرت يوسف (عليه السلام) را در چاه گذاشتند و رفتند.
ها ... راحت شديم ... از بدي يوسف.
امروز ما راحتيم.
اما سرنوشت خدايي (تقدير الهي) حضرت يوسف (عليه السلام) را بعد از سالها پادشاه مصر قرار داد.

پس اتفاق افتاد آنچه اتفاق افتاد ...  

  قانون

۱ – براي ساخت فعل مضارع متکلم الوحده (أ + ريشه فعل) مي باشد و ضمير آن «أنا» مي باشد.
مانند : أنا أُنْظُرُِ ألَيْکُمْ.
۲ – براي ساخت فعل مضارع متکلم مع الغير (ن+ ريشه فعل) مي باشد و ضمير آن «نحْنُ» مي باشد.
مانند : نَحْنُ نَسْمَعُ أصْواتَکُمْ.

 

عربی کلاس دوم ( درس دهم )

 

  ترجمه درس دهم  زن (مؤمن) با ايمان خاندان فرعون

هشدار هشدار
اي مردم ... اي مردم ... اي مردم
اي پسران اسرائيل (اي قوم بني اسرائيل)
بر شما واجب است به باخبر کردن مسؤولين (حکومتي) از وجود کودکان.
همه ترسيدند...
فرعون مي دانست که حکومتش در خطر است...
دستور داد به کشتن هر نوزاد (پسر) ...
در خانه حضرت موسي (عليه السلام).
آه ... فرزند عزيزم...
آنها بچه ها را مي کشند ...          آنها ...
چاره چيست ؟                         نه ...
شما کودک را در سبدي قرار دهيد سپس
نه ... کودک مي ميرد...
نه .... نه ... پس خداوند بهترين حفظ کنندگان است !
خارج خانه
شما دو نفر کيستيد؟ چه کاري انجام مي دهيد؟
چيزي نيست ..                   اين ميوه است.
درست است ... عيبي ندارد!
رفتند و سبد را در رود (دريا) قرار دادند.
صبح روز بعد                فرعون و همسرش
مثل اينکه در آب چيزي است ... !
بله ... بله .. چيز عجيبي است !
بعد از لحظاتي
عجيب است ... اين کودک
پس چاره اي جز کشتن آن نيست !
چگونه اين بچه را مي کشيد؟!          نه ... نه ...
شما اين بچه را حفظ مي کنيد! نه ... اين خلاف امر ما است.
اما آقايم ... اين کودک زيبايي است و من ...           در قصر ...
اي زنها ! شما مسؤول (نگهداري) سلامتي اين طفل هستيد!
اما ... اي سرورم.
اين کودک ...
مادرش را مي خواهد ...
او گرسنه است ...                  چاره چيست ؟
آيا کمک مي خواهيد؟            بله ...
شما مي توانيد به خانواده اي پاک نزديک اين قصر مراجعه کنيد.
خوب است خوب ... (آفرين) مرحبا.
و با اين روش نوزاد به سوي آغوش مادرش برگشت.
پس اتفاق افتاد آنچه که اتفاق افتاد...  

 قانون

 – براي ساخت فعل مضارع مثني مخاطب تَ + ريشه فعل + انِ و صيغه آن «أنْتُما»
مانند : أَنْتما تَحْرُسانِ الْوطَنَ الإسلاميّ.
۲ – براي ساخت فعل مضارع جمع مذکر مخاطب تَ + ريشه فعل+ ونَ و صيغه آن «أنْتُم»
مانند : أَنْتُمْ تَآْمُرونَ بالْمعروف.
۳ – براي ساخت فعل مضارع جمع مؤنث مخاطب تَ + ريشه فعل + ن و صيغه آن«أنْتُنَّ»
مانند : أنْتُنَّ تَشْکَرْنَ رَبَّکُنَّ.  

 

 

عربی کلاس دوم ( درس نهم )

درس نهم

اي زکريا! تو مسؤول تربيت مريم هستي ...
او تنها است ... گرسنه است.
براي چه نمي روي پيش او ... ؟
تو ...
ناگهان
زکريا برخاست
و از همسرش پرسيد:
آيا چيزي از غذاها و ميوه ها براي ما (مانده است)؟
براي چه کسي ؟
براي «مريم» !
آه ... بله ... چه وقت مي روي ؟
حالا !
مريم دختري عابد، پاکدامن و صالح است.
او در صومعه اي در بيت المقدس ... مشغول به عبادت است.

و در راه
اي مريم ! تو تنهايي ...
چه کاري انجام مي دهي؟
آيا مي تواني (قادري) بر اصلاح جامعه؟
جامعه فاسد ...
ذکريا به عبادتگاه رسيد...
مريم مشغول به عبادت بود ...
خوشا به حالت اي مريم! ...
ناگهان
چشمش به سيني پر از ميوه و غذا افتاد ...
پس با تعجب سؤوال کرد:
دخترم ! آيا معمولاً از عبادتگاه خارج مي شوي؟!
نه ...
پس اين ميوه ها و غذاها از کجا آمده است ؟
به درستي که خداي من مهربان است...
آيا نمي داني که خدا پروردگار جهانيان است ؟!
و بندگانش را روزي مي دهد همانطور که بخواهد ...
پس اين از جانب خداي من است.
مريم بزرگ شد و عيسي زاده شد ... پس شد آنچه شد ( پس اتفاق افتاد آنچه که اتفاق افتاد) ... !  

 قانون

۱ – براي ساختن فعل مضارع (مفرد مذکر مخاطب) تَ + ريشه فعل و ضمير آن «أَنْتَ» مي باشد.
۲ – براي ساختن فعل مضارع (مفرد مؤنث مخاطب) تَ + فعل ماضي + ينَ و ضمير آن «أنْتِ» مي باشد.  

 

                                                                                                                                     

عربی کلاس دوم ( درس پنجم )


( درس پنجم )

آقای جلیلی کارمند است ، اومرد ی نامرتب است

در روزي از روزها
نامه مهم رئيس را گم کرد...


کجاست ... ؟! کجاست نامه .... ؟!
.... در کيف ... ؟!


روي ميز ... ؟!
در اتاق آقاي رحيمي و آقاي ابراهيمي
آيا شما نامه رئيس را داده ايد؟
نه ... نه ...
ديروز شما دو نفر آن نامه را گرفتيد. حتماً در اتاقتان است.
نه ... نه....
نزديک در اتاق
آيا شما نامه رئيس را ديده ايد؟
تو فراموش کردي.
نه ... نه ....
اما شما دو نفر نامه را گرفتيد.
در اتاق بزرگ
اي دوستان ! آيا نامه رئيس را ديديد ؟
نه ...
نه ....
آيا نامه رئيس را ديديد اي خانمها؟!
نه ...
آيا يک بار ديگر فراموش کردي
خداي من نامه کجاست ؟!


بسيار خسته شد سپس به اتاقش بازگشت و نشست روي صندلي.
کجاست ... ؟! نامه کجاست ؟!
ناگهان
نگاه کرد ... پس (با دقت) نگاه کرد.
و با تعجب فرياد زد .
ها ! اين، آن نامه است !

 

  قانون

۱.«تما» علامت صيغه مثناي مخاطب (مذکر و مؤنث) . ضمير آن «أَنْتما»
۲. تم = علامت صيغه جمع مذکر مخاطب . ضمير آن «أَنْتمْ»
۳. تن = علامت صيغه جمع مؤنث مخاطب . ضمير آن «أَنْتنَّ»

۳– اين سه ضمير علاوه بر اينکه براي اين سه صيغه به کار مي رود از لحاظ آهنگ ظاهري نيز مثل هم است.
أَنْتما – کتبتما
أَنْتم – کتبتم
أَنْتن – کَتَبْ
تن

 

عربی کلاس دوم ( درس هشتم )

هشتم بهار و کودکان

اين کودکان مي روند به باغ و بازي مي کنند در آن.
و دختران کوچک همچنين مي روند به باغ و در آن بازي مي کنند
در بعضي از مواقع
علي و امير مي روند کنار درخت سرو
آن دو زير سايه اش مي نشينند و به پروانه ها نگاه مي کنند...

در طرف ديگري از باغ، سعيده و مريم نزد شکوفه ها مي روند.
آن دو زير سايه درختان مي نشينند
... در روزي شوم :
کودکان داخل باغ شدند، پس صاحب باغ فرياد زد:
اين باغ من است ... !
چرا داخل در آن شديد... ؟
پس کودکان بسيار ترسيدند.
و باغ و درختان و شکوفه ها و پروانه ها ناراحت شدند...
بهار باغ را ترک کرد....
تابستان آمد؛
سپس پاييز ...
سپس زمستان ...
و کودکان ناراحت بودند.
و درختان و شکوفه ها هم همچنين.
بار ديگر بهار آمد اما ...
باغ سرد و غمگين باقي مي ماند.
اي عجب! بهار آمد... اما ...
در روزي از روزها :
مرد صداي زيبايي را شنيد.
باغ لباس سبز پوشيد و شاد شد.
کودکان داخل باغ مي شوند و بازي مي کنند.
و دختران کوچک زير سايه درخت مي نشينند و به سوي ميوه هاي درختان نگاه مي کنند.
علي و امير به سوي درخت سرو مي روند.
و سعيده و مريم کنار شکوفه ها مي روند.
پس صاحب باغ راز را شناخت ( فهميد).
به درستي که بهار کودکان را دوست دارد.

به درستي که (به تحقيق) بهار بعد از داخل شدن کودکان در آن، داخل باغ شد.  

  قانون

۱ – در تمام فعلهاي مضارع مثني «ان» به عنوان نشانه مثني به کار مي رود.
۲ – در تمامي فعلهاي مضارع غايب مفرد و مثني (حرف «ي» در مذکر، حرف «ت» در مؤنث) به کار مي رود.
۳ – ضماير مثني و جمع در فعل مضارع غايب :
هُما : ضمير فعلهايي مانند : يَکْتُبانِ ۰ تَکْتُبانِ
هُمْ : ضمير فعلهايي مانند : يَکْتُبونَ
هُنَّ : ضمير فعلهايي مانند : يَکْتُبْنَّ  

 

 

عربی کلاس دوم ( درس هفتم )

 

 

در هفتم

سعید در امتحان قبول شد .


پدرش به او جايزه اي داد (هديه کرد) ... ماهي کوچک قرمزي !
(ماهي) در ظرف شيشه اي بازي مي کند
سعيد به ماهي نگاه مي کند و ماهي به او نگاه مي کند...


به سرعت شنا مي کند ... و دهانش را باز مي کند ... از سويي به سويي ديگر مي رود و در آب بازي مي کند.
سعيد نزديک ماهي نشسته و از خودش سؤال مي کند:


مادر اين ماهي کجاست؟
آيا اين ماهي خواهراني مثل خودش دارد؟
آيا دوستاني دارد ... ؟!
براي چه شکارچيان او را گرفتند؟!
و چرا ماهي را در اين ظرف حبس کرده اند؟
سعيد روزي را به خاطر آورد:
مادرش او را از بيرون رفتن و بازي کردن با دوستانش منع کرده بود (جلوگيري کرده بود).


پس در اتاق تنها ماند و بسيار ناراحت شد ...


همانا ماهي من غمگين است ...
او در اين ظرف تنها است ....
آه .... بله .... جاي ماهي در رود است ... !
سعيد ظرف را بر مي دارد و به سوي روخانه مي رود.
و ماهي را در رودخانه رها مي کند.
پس ماهي در آب به سرعت شنا مي کند.
و به خاطر آزاديش خوشحالي مي کند و پيش خوهرانش برمي گردد.
و سعيد همچنين خوشحال مي شود و برمي گردد به سوي خانه ...  

  قانون

۱ – در زبان عربي، همه صيغه هاي افعال با صيغه «ماضي مفرد مذکر» ساخته مي شود.
۲ – در فعل مضارع پيش از ريشه فعل «ا، ت، ي، ن» قرار مي گيرد.
۳ – در فعل مضارع :
«يَ» علامت صيغه ي مفرد مذکر غايب و ضمير آن «هو» مي باشد. مانند هُوَ يَضْحَکُ
«تَ» علامت صيغه ي مفرد مؤنث غايب و ضمير آن «هي» مي باشد. مانند: هي تَضْحَکُ  

 

عربی کلاس دوم ( درس ششم )

ششم مأموريت پنهاني

به نام خداوند بلند مرتبه
از : فرمانده ارتش
به : برادر محمد
موضوع : مأموريت مخفي
آگاهي يافتن بر
۱ – نيروهاي دشمن
۲ – سلاح دشمن
شب فرا رسيد ....
من به منطقه دشمن رفتم...
به سنگرهايشان رسيدم ...
خودم را در ميان درختان پوشاندم...
مقداري از آب نوشيدم ...
ناگهان
صدايي شنيدم
با دقت نگاه کردم...
آن جا چيزي بود ... ! بله.
و سايه اي بين درختان ديدم.
فرياد زدم «الله اکبر»
بر او هجوم بردم و او را اسير نمودم...
پس خنديد اسير و گفت: برادرم ! من ايرانيم ...!
پس با هم رفتيم و از راهها عبور کرديم و روي تخته سنگي نشستيم.
بله ! تعداد نيروهاي دشمن زياد است...
بعد از آگاهي يافتن بر اسرار دشمن تصميم به برگشتن گرفتيم...
در اين لحظه ...
سگي بر ما حمله کرد...
دشمن به وجود ما پي برد...
ما در تاريکي شب فرار کرديم...
و بين راه سربازي از دشمن را اسير کرديم ...
به پايگاهمان رسيديم.
پس فرمانده از سلامتي و پيروزي ما بسيار خوشحال شد.
و خدايمان را بر اين پيروزي شکر کرديم.  

  قانون

. فعل متکلم الوحده به «تُ» ختم مي شود و ضمير آن «أنا» مي باشد.
مانند : أَنا ذَهَبْتُ
۲. فعل متکلم مع الغير به «نا» ختم مي شود و ضمير آن «نحن» مي باشد.
مانند : نَحْنُ ذَهَبْنا  

 

عربی کلاس دوم ( درس چهارم )

 

  ترجمه درس چهارم آتش

مادر از خانه خارج شد.
و از سلمان و سميه خواست که درسهايشان را بخوانند.
سلمان درسش را که پيرامون سوختن الکل و نمک بود خواند.
پس تصميم گرفت درس را به کمک سميه آزمايش کند.
سلمان (الک و گيره را مي آورد).
سميه ( نمک و پنبه و کبريت را مي آورد).
آزمايش
الکل (سلمان پنبه را با گيره گرفته و بر روي آن الکل مي ريزد)
نمک ( سميه نيز بر روي آن نمک مي ريزد)
کبريت ( سپس آن را با کبريت آتش مي زنند)
آتش ( سلمان و سميه غافلگير شده و خانه آتش گرفته است)
هنگامي که مادر بازگشت، خيلي ناراحت شد...
و بعد از چند ساعت
پدر نيز رسيد و به خانه سوخته نگاه کرد...
پس بسيار ناراحت شد ....
سپس به سلمان و سميه نگاه کرد ... فقط به آن دو نگاه کرد !!
در نصفه هاي شب، ....
سلمان خوابيده ( در خواب با خود اين حرفها را مي زند)
تو ناداني !
چرا با کبريت بازي کردي ؟
تو بي خبري (غافلي) !
آيا پشيماني؟
براي چه غفلت کردي ؟
آيا تو پشيماني ؟
و سميه خوابيده (در خواب با خود اين حرفها را مي زد.)
تو بي خبري (غافلي) !
تو ناداني ؟
براي چه با کبريت بازي کردي ؟
آيا تو پشيماني ؟
چرا تو پريشاني ؟! (سلمان)
آيا تو ... ؟!!
چرا تو پريشاني ؟ ! (سميه)
آيا تو .... ؟!
پدر چشمش را باز کرد و با اندوه به آن دو نگاه کرد ...
مادر چشمش را باز کرد و با اندوه به آن دو نگاه کرد...

سلمان پشيمان بود ... سميه پشيمان بود ....
اما
آيا در پشيماني سودي هست؟ !  

 قانون

– فعلهايي که به «تَ» ختم مي شوند، فعل ماضي مفرد مذکر مخاطب هستند و «أنْتَ» ضمير آن است.
مانند : أنتَ امَرْتَ بالْمعروف و نَهَيْتَ عن الْمنَکَر.
۲– فعلهايي که به «تِ» ختم مي شوند، فعل ماضي مفرد مؤنث مخاطب هستند و «أنتِ» (تو) ضمير آن است.
مانند: أنتِ أمَرْتِ بالْمعروف و نَهَيْتِ عن الْمنْکَرِ.  

 

 

عربی کلاس دوم ( درس سوم )

 

 

  ترجمه درس سوم نتيجه (حاصل ) کار

در روزهاي زمستان
اي دوستان ....
اي ساکنين جنگل ....
اي حيوانات ....
امروز در خانه شير مهماني است ...
امروز در خانه شير مهماني است ...
در راه
کبوتر و جغد رفته اند
بعد از چند دقيقه:
زرافه و آهو به خانه شير رسيدند.
و الاغ و روباه و گرگ در راه بودند.
آنها تعجب کردند و گفتند:
عجيب است ... عجيب است ... اين مهماني بزرگي است، همه حيوانات در اين مهماني هستند.
هنگامي که به خانه شير رسيدند شير به استقبال حيوانات آمد.
الاغ و روباره نزديک شير نشستند و از ميوه ها و غذاها خوردند و شير نيز با آنها (آن دو) خورده

 

سپس روباه برخاست و گفت:
آفرين بر شير با اين ميهماني در اين فصل.
و در خانه شير
گرگ از اين مهماني خيلي تعجب کرد.
چگونه شير اين غذاها را جمع کرده ؟!
همانا او قوي است و او سلطان جنگل است...


روباه دريافت (فهميد) و به گرگ نگاه کرد:
نه .... نه....
اين کار نتيجه تلاش اوست.
در خانه مورچه و زنبور عسل و کبوتر نيز غذا زياد است....
آنها تلاش زيادي مي کنند.
و غذا را براي اين فصل جمع آوري کردند.
اين کار نتيجه تلاش و فعاليت است.  

 

  قانون

– فعل مثناي غايب :
الف ) ا = مثناي مذکر -> مانند : کَتَبا ، جَلَسا
ب ) تا = مثناي مؤنث -> مانند : کَتَبتا ، جَلَستا
۲– فعل جمع غايب :
الف ) و = جمع مذکر غايب-> مانند : خَرَجوا ، جَلَسوا
ب ) ن = جمع مؤنث غايب -> مانند : خَرَجْن َ ، جَلَسْنَ

۳– ضماير :
هما = ضمير مثناي غايب است و براي مذکر و مؤنث به طور يکسان به کار مي رود.
مانند : هُما ذَهَبا، هما ذَهَبَتا
هم = ضمير جمع مذکر غايب است و با فعلهايي که داراي علامت «وا» هستند به کار مي رود. مانند : هم کَتَبوا
هن = ضمير جمع مؤنث غايب است و با فعلهايي که داراي علامت «ن» هستند به کار مي رود. مانند : هنَّ کَتَبْنَ
۴– ضمير «هما» يعني آن دو نفر، ضمير «هم» و «هنَّ» يعني آنان  

 

 

عربی کلاس دوم ( درس دوم )

 

 ( درس دوم :  

 آهوبه  آبگیر آب رفت و از آن نوشيد.
سپس اندکي زير درخت ايستاد.
در اين وقت:
نگاه کرد به آبگير .... اين چيز عجيبي است.
(آهو پيش خود سؤالاتي را مرور کرد)
او کيست؟ (مذکر)
او کيست؟ (مؤنث)
آيا او کلاغ است ؟
آيا او کبوتر است ؟
براي چه در آب افتاده ؟
نه ... نه ... در آب چيزي نيست ... !
بعد از (چند دقيقه) مدتي ....
صدايي شنيد.....
کمک ... ! کمک .... !
پس به برکه نزديک شد ....
عجيب است ... اي کلاغ !
چه رخ داده است ؟!
آه ... کمک ... کمک
پس کلاغ از آبگير به کمک آهو خارج شد.
زماني که کلاغ خارج شد، از آهو تشکر کرد.


سپس رفت.
در روزي از روزها
صياد به جنگل آمد.
پس نگاهش به آهو افتاد.
به به ، به به ... اين غذاي لذيذي است.
پس تصميم گرفت آن را آشکار کند.
کلاغ دانست...
پس سنگي از گل را حمل کرد....
و سنگ را بر روي سرش پرتاب کرد.
پس صياد فرياد زد و آهو فرار کرد....!

  قانون

۱. اگر به فعل ماضي (که داراي ۳ حرف مي باشد) «ت» را اضافه کنيد آن فعل را مي توان براي مؤنث ها به کار برد، «تْ» علامت مؤنث است.
مانند : آمَنَتْ طائفَةُ .... و کَفَرَتْ طائفَةُ .
۲.ضمير : کلمه اي است که به جاي «اسم» قرار مي گيرد.
ضمير :
الف) مفرد
ب) مثني
ج) جمع
هو : ضمير «هو» براي مفرد مذکر به کار مي رود و به جاي اسم مفرد مذکر غايب قرار مي گيرد. و به معني «او» مي باشد.
هي: ضمير «هي» براي مفرد مؤنث به کار مي رود و به جاي اسم مفرد مؤنث غايب قرار مي گيرد و به معني «او» مي باشد.
مانند : هوَ مؤمَنُ (درباره انسان نيکوکار)
هي حيّةُ (درباره عصاي حضرت موسي عليه السلام)  

 

 

عربی کلاس دوم ( درس اول )

درس اول

حيله گر و ساده لوح.
اين دو مرد به خارج از شهر رفتند.
و بعد از مدتي ثروت زيادي به دست آوردند.
ساده لوح گفت: مقداري از آن را بر مي داريم و بقيه را زير اين درخت دفن مي کنيم. پس دوستش قبول کرد.

بعد از مدتي .... ( بعد از چند روز ....)
حيله گر رفت و پولها را برداشت.
و بعد از مدتي
دوستش آمد و گفت: من به پول نياز دارم – مي رويم و پولها را بر مي داريم.
پس با هم رفتند....
و وقتي که به آن درخت رسيدند پولها را پيدا نکردند!

 (حيله گر): عجيب است ... هان ... تو پولها را دزديدي ؟ !
(ساده لوح) : هرگز ... ! به خدا .... ! نه .... !
(حيله گر): بله .... دزدان اين چنين هستند !
پس پيش (نزد) قاضي رفتند...
(قاضي): چه کسي پولها را دزديه است ؟
(حيله گر): به خدا ... قطعاً اين مرد پولها را دزديده است.
(قاضي) : آيا نزد تو شاهدي است.
(حيله گر): بله ... ! درخت ... !
قاضي تعجب کرد ...

روز بعد:
قاضي نزد درخت رفت ...
(قاضي) اي درخت ! چه کسي پولها را دزديد ؟ ....
پس صدايي شنيد :
آن مرد ... پولها را دزديد !
قاضي بسيار تعجب کرد !
و فهميد که شخصي داخل درخت است.
پس دستور داد به جمع آوري هيزم و افروختن آتش دور درخت.
پس آن شخص ترسيد و از آن خارج شد. (حيله گر)
پس حيله آشکار شد و حيله گر رسوا شد.

قانون اسم

مؤنث: بعضي اسمها به حرف «ة» ختم مي شوند که به اين اسمها مؤنث مي گوييم.
مانند: الجنّة ، آية
مذکر : به بيشتر اسم هايي که داراي اين علامت نيستند مذکر مي گوئيم.
مانند : ربّ – العالمين – يوم  

 اسم اشاره

مذکر
هذا (اسم اشاره به نزديک) مانند : هذا صِراطُ مستقيم.
ذلک (اسم اشاره به دور) مانند : ذلک فَضْلُ الله .

مؤنث
هذه (اسم اشاره به نزديک ) مانند : لا تَقْرَبا هذه الشَّجَرة .
تلک (اسم اشاره به دور ) مانند : تلک ، الْجَنَّة ُ .... .  

اسم اشاره مثني:
                                 الف) مذکر :
                                 هذان - هذين
                                   ب) مؤنث :    
                                   هاتان – هاتين
اسم اشاره جمع :
الف ) مذکر – هؤلاء
ب ) مؤنث – اولئک  

کلمات پرسشي:
هل = آيا ؟ -> هل انتم مسلمون ؟
ما = چه چيزي ؟ -> أين بقيّة الله ؟
مَن = که، چه کسي ؟ -> مَنْ المُؤمِنُ؟
أين = کجا -> ما هذا ؟
کلمات جواب:
در جواب پرسش هايي که با «هل» آغاز مي شوند:
نعم – لا
در جواب پرسش هايي که با «أينَ» آغاز مي شوند.
تحت – فوق – جَنْب – أمام – خَلْف – علي – في  

  اسم:

الف) مفرد : اسمهايي که براي يک نفر يا يک چيز به کار مي رود.
مانند : ايمان، مؤمن – شاکر
ب ) مثني : اسمهايي که براي دو نفر يا دو چيز به کار مي رود، که براي مثني کردن از علامت «ان» يا «يْنِ» استفاده مي کنيم.
مانند : صديقانِ مُسْلِمَيْنِ
ج) جمع : اسمهايي که براي چند نفر يا چند چيز به کار مي رود، که براي جمع کردن از علامت «ونَ» يا «ين» يا «ات» استفاده مي کنيم.
مانند : المومنون – المؤمنين – المؤمنات –  

  اسمهاي جمع :

الف ) جمع مذکر سالم: اسمهايي که با علامت «ونَ» و «ين» بسته مي شوند، فقط براي مذکر به کار مي روند.
مانند : المؤمنون َ – المؤمنين َ
ب ) جمع مؤنث سالم: اسمهايي که با «ات» جمه بسته مي شوند، غالباً براي مؤنث (انسان و غيرانسان) به کار مي روند.
مانند : المؤمنات
ج ) جمع مکسر: با تغيير دادن حروف و حرکات اسم مفرد، جمع مکسر ايجاد مي شود (انسان و غير انسان).
مانند: تلاميذ  

 

  کلمه:

الف ) اسم : براي معرفي اشياء و اشخاص به کار مي رود.
مانند : علي، حسن
ب ) فعل: داراي زمان و مفهوم انجام کار يا داشتن حالت است.
مانند : ذَهَبَ، کَتَبَ
ج ) حرف: حرفها غالباً همراه اسم يا فعل بکار مي روند.
مانند: في الصَفِ، عَلي المِنضَدَة.

علامت اسم:
الف ) ال -> مانند : هذا کِتابُ مُصَدِقُ .
ب ) تنوين -> مانند : خَلَقَ اللّهُ السّماواتِ و الارْضَ بالْحَقّ.  

 

 

قرآن نوبت اول کلاس اول

ادامه نوشته